خروش مردم تبریز در هوای ۱۰ درجه زیر صفر و برف 20 سانتی/رزمایش شکوه و اقتدار با رمز حاج قاسم

دهه مبارک فجر مقطع رهایی ملتی است که بعد از سال‌ها از زیر یوغ استکبار بیرون آمده و با رشادت و جانفشانی به استقلال، آزادی و عزت و رسیدند و امروز هم کماکان از این موهبت الهی بهره‌مند بوده و به الگویی عینی برای جهانیان تبدیل شده‌اند.

امروز در شرایطی پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران را جشن می‌گیریم که آن نهال نوپا به41 سالگی خود رسیده و به درختی تنومند و بارور تبدیل شده است و نه تنها ملت ایران بلکه سایر ملت‌های آزاده جهان نیز در سایه این موهبت الهی بهره‌مند می‌شوند.

حضور گسترده مردم در راهپیمایی 22 بهمن ضامن پیشرفت ایران اسلامی و تولید قدرت برای دفع تهدیدها و چالش‌های فراروی کشور است.

در 41 سال از عمر انقلاب اسلامی مردم هوشیار و باشعور ندای رهبر خود را فصل‌الخطاب قرار داده و در صحنه‌های سرنوشت‌سازی همچون ده‌ها انتخابات و دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌های نظام مقدس اسلامی باشکوه تمام به میدان آمده‌اند.

امروز با وجود هوای سرد و بارش برف  دو روزه که از صبح امروز قطع شده، مردم تبریز بار دیگر عهد خود را محکم‌تر از سال‌های قبل بستند، بارش برف سنگین و برودت هوا نتوانست مانع از برگزاری مراسم راهپیمایی این روز بزرگ شود؛ همه آمدند تا بگویند ملت غیور و متعصب ایران اسلامی اجازه دخالت و تجاوز کشورهای بیگانه را حتی به مشتی خاک از این مرز و بوم نمی‌دهند و با اتکاء به توان داخلی و ادامه راه خون شهدای والامقام و وحدت و همدلی همیشگی به پیشرفت‌های همه‌جانبه دست خواهند یافت.

مردم تبریز شعار استکبارستیزی «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسراییل»، «مرگ بر فتنه‌گر»،  نجوای استقلال‌خواهی و وحدت‌طلبی سر دادند و در برابر توطئه‌های استکبار جهانی ایستادگی و بار دیگر به دهان تمام یاوه‌گویان غربی مُهر خاموشی زده و ثابت کردند که انقلاب اسلامی ریشه در اعماق جان‌های مردم مومن و انقلابی دارد که فرزندان خود را برای استقرار و استمرار این نظام اسلامی فدا کرده‌اند.

 آری در 22 بهمن امسال در آذربایجان همه آمدند، از کودکانی که شاهد نهال انقلاب نبوده‌اند و مشتاقانه در صف‌های اول راهپیمایی حاضر شدند تا سالخوردگان که تجربه‌های مبارزات انقلابی و دفاع مقدس مقابل چشمان آنها بود، آری مردان رزمنده هشت سال دفاع مقدس که با حضورشان بر سر سبزی این سفره میهمانی که گسترانده شده بود، افزودند و جانبازانی که بر ویلچرهایشان که سوغات جنگ است با غرور تکیه زده‌اند و با چفیه‌های حلقه شده در گردن‌هایشان فریاد می‌زنند و به انقلابی بودن خود می‌بالند.

پرچم‌های کوچک و سه رنگ در دستان کوچک‌ فرزندان کوچک، غرور ملی را در انبوه جمعیت نمایان می‌کند، کودک ایرانی نیز به ایرانی بودن خود می‌بالند.

خاک می خوریم اما خاک نمی‌دهیم 

ستارخان، سردار مقاومت آذربایجان و جنبش مشروطیت نوشته است: من هیچ وقت گریه نمی‌‌کردم چون اگر اشک می‌ریختم، آذربایجان شکست می‌خورد و اگر آذربایجان شکست بخورد، ایران زمین می‌خورد… اما در مشروطه دو بار اون هم تو یه روز اشک ریختم.حدود ۹ ماه بود که تحت فشار بودیم… بدون غذا. بدون لباس… از قرارگاه آمدم بیرون … چشمم به یک زن افتاد با یه بچه توی بغلش. دیدم که بچه از بغل مادرش آمد پایین و چهار دست و پا رفت به طرف  و بوته علف… علف رو از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها رو خوردن… با خودم گفتم الان مادر  بچه به من فحش می‌دهد و می‌گویدلعنت به ستارخان که ما را به این روز انداخت… اما مادر کودک آمد طرف کودک بغلش کرد و گفت: عیبی نداره فرزندم… خاک می‌خوریم اما خاک نمی‌دهیم… آنجا بود که اشکم درآمد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.